|
مرگ قصه من تو می روی و ائینه پر می شود از بی کسی ازمن سفر می کنی و به مرگ قصه می رسی ببین که اب می شود قطره به قطره قلب من مرگ من و قصه ماست فاجعه جدا شدن گریه کنم یا نکنم قصه به انتها رسید .... تو جا مه دان پر می کنی من خالی از جان می شوم یک لحظه در چشمم نگر ببین چه ویران می شوم بعد از تو با من چه کنم ؟ با من بی پناه من کجای شب پنهان شوم؟ کجای این عاشق شکن ؟ تو می روی و جان من گور ترنم می شود خورشید کی که داشتم در شب من گم می شود چیزی نگو به اینه با رازقی حرفی نزن برای بار اخرین تنها نگاهی کن به من + نوشته شده در دوشنبه 9 دی1387 11:1 قبل از ظهر توسط الهه |
قصه سادگی من نمی دونم ازکجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو نمی دونم که چرا قسمت می کنم روزای خوب زندگیمو چرا تو اول قصه همه دوستم دارن - وسط قصه که میشه سر به سرم می زارن تا می خواد قصه تموم شه همه تنهام می زارن می تونم مثل همه دو رنگ بشم دل نبازم می تونم مثل همه یه عشق بادی بسازم تا با یه نیش بترکه خراب بشه تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه می تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی می تونم درست کنم ترس و دل و دلواپسی می تونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم می تونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم ولی... ولی با این همه باز منم مثل اونام یه دروغگو میشم همیشه ورد زبونام یه نفر پیدا بشه که به من بگه چیکار کنم با چه تیری اونی که می خوام شکار کنم من باید از چی بفهمم که چه کسی دوستم داره توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره وجود داره........................... + نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387 7:15 قبل از ظهر توسط الهه |
تفسیر سبز تو کدوم ترانه هستی که با خوندنت میگیره دل اسمون چشمام اون تا صبح فقط میباره توکدوم حسی که هر شب وقت تنهایی وغربت اروم اروم پا می زاری تو دلم عین محبت تو کدوم خاطره هستی تا که یاد تو میافتم قطره قطره های شبنم جا می گیره روی گونه تو کدوم پژواک سرخی که تو حنجره م اسیره وقتی اسمت رو می یارم دل من اروم می گیره تو همون تفسیر سبزی واسه ایثار وشجاعت مثل عشقی و صداقت یا که معنای شهادت شاعر: الهه + نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387 6:25 قبل از ظهر توسط الهه |
چوپان دروغگو الهه تو مطمئني كه ما راه را درست ميريم اره بابا من بلدم البته فقط از روي ستاره ها ا گه گفتين چه جوري؟ اوهوم هوهوم خيلي ساده س البته چند مرحله داره مرحله اول شناسايي ستاره بختتون ميون ستاره هاي ديگه س بعدش هم مي بيني وقتي راه ميري ستاره ت كدوم وري چشمك ميزنه راه اونو در پيش ميگيري در كل روش تاييد شده اي يه ولي در صورتي كه منكرات بين راه نگيرتتون به جرم ايجاد فساد و چشم چروني و اين كه مثل الان كله ظهر نباشه و ستاره اي اصلا تو اسمون باشه ببينم بنفشه تو راه بهتري سراغ داري- نه ولي مجبور نبودي دروغ بگي من اينجا رو عين كف دستم بلدم اصلا همين جا بزرگ شدم بچه ناف دهاتم-الهه تو واقعا بچه ناف دهاتي ؟ تا حالا 3 تا دروغ ليلي تو فقط دروغهاي من و سر شماري كني به جاي اين كار دنبال يه راه باش واسه برگشتن به خونه- مگه خر باشيم كه به فكر برگشت باشيم منظره به اين قشنگي جون ميده واسه عكس يادگاري تپه هاي شني جلو رو نگا كن اين ور و اون ورت پر از زمينهاي وسيع يونجه س ليلي در حالي كه سنگ توي كفشش و در مي اورد گفت :چقدر هم ما خوش عكسيم فقط در صورتي ميون اين همه شكوه خلقت احساس حقارت نمي كنيم كه كنار اون گاو مريض احوال بايستيم تا كمي احساس پيروزي و برتري كنيم .... ادامه دارد + نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386 12:42 بعد از ظهر توسط الهه |
به همين سادگي رفتي به هم دیگه نگاه کردیم و خندیدیم ما دیگه شدیم دخترفراری مثل اون دختر تواون فیلم بنفشه در حالی که سعی میکرد که کفشهاش و در بیاره مثل ما پا برهنه روی شنهای ساحل بشینه گفت : همون فیلم دختری با کفشهای گالش بنفشه نه بابا اسمش دختری با کفشهای کتانی بود - همون فیلمی که ما دیدیم قبل از امدن و می گی ولی خدا وکیلی بد جو زده شدیم یکهویی امدیم شمال اونم تنهایی ( نکته : کاملا تنها نه همراه دایی و gf ش منظورم زن دایمه) آدم و سگ گاز بگیره ولی جونگیرتش هووي لیلی حالا خوبه تواول پیشنهادش و داديا گفتي الان بهترین موقع است که سر دايي اينا خراب بشیم نزاریم تنهایی برن ماهیگیری ( بنفشه دم در اوردیا ) ماهیگیری که چه عرض اینجا غیراز قورباغه ماهی چیزی که پیدا نمی شه ما بهترین کار ممکن رو کردیم ینجا بهتر از اون خراب شده است منظورم تهرانه پامودراز کردم روي شنها پاتو جمع کن ملت دارن نگات ميكنن اینجا غیر از ما که کسی نیست وا الهه واقعا نمی بینشون نه اونا که آدم نیستن یه مشت مترسکن که ادای ادم بودن و درمیارن. لیلی چشمکی به بنفشه زد و گفت: بد خفن شده خوبه اولشه تازه . بنفشه:ما اصلا چرا فرار کردیم ؟ از کی فرار کردیم ؟ چگونه فرارکردیم ؟ ما در کجا به سر می بریم ؟ الهه از خودمون ؟ هان چی میگه ؟ اهان امدیم اینجا که یه نامه بنويسيم بهش كه بفهمونیم همه چیز و بهش ـ به کی ؟ به همونی که هم من می دونم کیه هم تو و هم لیلی (به هیچ کسم ربطی نداره كه کیه ) شکست عهد من و گفت: هر چه بود گذشت- به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت آخه اون که۵ می زنه نمی گیره نمي فهمه اصلا هيچي حالیش نیست مثل همیشه با بد کسی طرفم نه من با این نامه همه چیز و حالیش می کنم . پس بنویس الهه افسوس که انچه برده ام باختنی است - بشناخته ها تمام نشناختنی است نوشتم خداحافظ چرا چشماتون آلبالو گیلاس می چینه چرا تعجب کردین ـ معمولا نامه رو با سلام شروع می کنندولی اون معني خداحافظ و نمی دونست نه معنی سلام و من دارم بهش درس ميدم الهه معلم شدي؟ اگه خدا قبول کنه آره به هیچ کس نتونم درس بدم به اون می تونم درس بدم اخه بهتر از خودش من اون و می شناسم به خاطر همین ازم فرار کرد خداحافظ معنی ش میشه یه سلام تازه به یک دوره جدید. خداحافظ عزیزم سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم یک نفر یک جایی یک روزی یک سالی که خیلی پیش بود از ما ۳ تا خداحافظی کرد ما گریه کردیم ولی اون گفت : ۲ و ۳ روزه برمیگرده ولی هیچ وقت برنگشت واسه همیشه مسافر موند اگه می گفت : به امید دیدار شاید برمی گشت اشتباه کرد ولی تو نه به من گفتی خداحافظ و نه به امید دیدار مثل یک مولکول اکسیژن توهوا معلق موندم و منتظرم که با یه دم و بازدم نابود بشم بعضی اوقات فکر میکنم کاشکی تو همون آتیشی که وسط جنگل قرار بود روشن کنیم پشت به پشت هم بشینیم و حرف بزنیم كاش می افتادم و می سوختم ولی وقتی یاد اون میافتم كه تو درکه قرار بود من نقش اون خره رو بازی کنم چون تو حال نداشتی راه بری تا قله بیایی دلم آروم می گیره نمی خوام خاکستر باشم ترجیح ميدم كه خر باشم نه هر باری و حمل کنم فقط تو رو .... یک بار خواستم با تبر همون درختی که با هم عکس زیرش انداختیم و قطع کنم منظورم با تبر احساسم ها و گر نه من بچه شیرخشکم زور ندارم که تبر دستم بگیرم مگر اينكه چند ماه body building کار کنم البته باید می رفتم آموزش می دیدم چون تو از اولشم کسی نبودی که تا قله با من یه جایی اومدی خودم کولت کردم به زور اوردمت حالاهم به قولی خرت از پل گذشت رفتی اونم بی خداحافظ. اصلا تو چرا رفتی ؟ این یک مسئله س یک مسئله سخت فیزیک که ۴ تا گزینه داره که همشون جوابش نمی دونمه نه من و نه تو البته فکر کنم دیگه هیچ چیز و باور ندارم البته تو رو آره نه نمی دونم شاید و از همه مهمتر حتما . تو خودت و کشیدی کنار شاید دنبال یه خر دیگه ای بودی یا یه نفر که یک سلام بهتر و تازه تر به تو کنه شایدم به خاطر خودم رفتی بعضی اوقات ادما به جای آدمای دیگه تصمیم می گیرن همیشه فقط جای خودت جای دلت تصمیم بگیر نه جای کس دیگه ای دارم به همه میگم این حرفا رو به هر کسی که گوشی واسه شنیدن داشته باشه بنفشه قلم و از دستم گرفت و نوشت خداحافظت باشه خدا با ما قهره با شما آشتی . خداحافظی شاید با یه احساس باشه هر احساسی که تو دل آدمه نفرت- عشق- حسد- کینه دوست من دیدنش آسان نبود پنجره اش رو به خیابان نبود دوست من نکته آغارهاست دوست من نقطه پایان نبود دوست من با دل طوفانی اش جز پی آرامش طوفان نبود تو دوست بودی همین واین چیز زیادی بود برای خداي ما . افکار انسان سرنوشت آدم و می سازه پس مواظب باش که کج نره پیچ و تاب نخوره از همه مهمتر تو پارک ممنوع ایستا نکنه مگر نه مثل ما جریمه میشی که یه عمره ماه به ماه داریم قسطش میدیم خداحافظ این سخته واسه من بغل دستی من ولی واسه تو که می خوای دل بکنی کمی تا قسمتی سخت شایدم راحته چون می خوای ما هم ترجیح می دیم همین و بگیم دوست نداریم ولی فقط ترجیح میدیم همین حالا بزار سر مشقت بدم یک صفحه از روی تولد ا انسان یک سلام است و مرگ خداحافظی با این دنیا و سلام تازه تر به دنیای دیگه بنویس وقتی وارد یه جمع میشی سلام و در آخر به امید دیدار بگو نه خداحافظ برای دیکته از روی درس بازی عشق بنویس با جونت قمار نکن چون تو تنها نیستی از کسی که تو رو دوست داره نترس از احساس خودتم همین طور در آخر از این که بهت درس دادم ناراحت نشو چون کودک درون ما فقظ ۷ سالشه دنبال یاد گرفته و این که اگه تو مدرسه چیزی یاد گرفت یاد بده پس داد نزن و ادای ناراحت شدن و در نيار. قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند قرار بود هر کس به هوای نشکستن دل خودش بماند قرار نبودهر چه قرار نیست باشد قرار تنها بر بی قراری بود و بس مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بماند اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد تنها برایت می نویسم خودت خواستی تقصیر من نبود . + نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386 3:47 بعد از ظهر توسط الهه |
خدایا من چقدر بدشانسم آخه توام الان وقت گیر آوردی حالا نمی شد دهنت و واسه همیشه با ز نمی کردی من و که می شناسی من الهه ام ( ااااااااااااا جدئ) ۲۳ سالمه یه اصفهانی نیمه شیرازی متولد تهرانم۳ تا بچه ایم بنفشه - الهه- لیلی ( تا کور شود هر آنکه نتواند دید ) از داداش خبری نیست مجید ووحید و تو ذهنم کفن کردم خدا رحمت کنه هنوزم حرف مجتبی + نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386 10:35 قبل از ظهر توسط الهه |
بالاخره رسیدیم آخیش در ماشین باز شد مرداب برای بدست آوردن نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفربهم نخوره اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش صبر کن
+ نوشته شده در دوشنبه 16 مهر1386 3:8 بعد از ظهر توسط الهه |
آقا دربست تو رو خدا جون مادرت تهران مریم در حالی که خودش به زور می خواست تو تاکسی جا بده نکته: تاکسیش کاملا دربست بوده می توونیم و انجام می دیم حالا یکی نیست بگه مریم با یه ok گفتن که آدم خارجی نمی شه کنارخیابون طوری ما دو تا رو نگاه کرد که حالا انگار ما گاریش و به زور قصب کردیم موهای فرفریشم روی پیشونیش ریخته بود با اون ریش بلند و اصلاح نشده سوتی دادی اون که الیس بود) اسکول بازی در نیاوردیم با سرعت نور پول آقا رو کف دستش گذاشتیم و پیاده شدیم مریم کاش مهدی اینجا بود حداقل ما رو تا مترو شریف می رسوند – حرف اونو نزن تو رو خدا می خوام با زاویه 360 بپیچونمش زنگ موبایلش اومد شروع به صحبت کرد من در حالی که همراه مریم کف پیاده رو متر می کردم تموم فکر و ذکرم می خواد دوستیشو با مهدی به هم بزنه شما که با ضریب هوشی یه من آشنا هستید فقط در عرض یه صدم ثانیه ( یه صدم ثانیه =یه ساعت ) به نتیجه رسیدم که این کارش به خاطر پیشنهاد ازدواج مهدی در روز سه شنبه مورخ ... بوده که احساس و علاقه مهدی شدید و در حد انفجار بود ولی مریم مهدی و در سطح خودش نمی دید بالاخره فک زدن مریم تموم شد خوب چی شد؟ بهش گفتم که من و الهه الان درکه بودیم و با فلان پسر قرار داشتیم تا با هم بیشتر آشنا شیم خواستم بپیچونمش ولی نشد ( مریم جان دیوار کوتاه تر از الهه گیر نیاوردی ) - نه به اینکه چرا من عا شق اون طرفم عا شق یکی می شه که اونو دوست نداره و یه نفر دیگه رو دوست داره خود اونم یه نفر دیگه رو ... – الهه بسه من الان قاطی کردم کی عا شق کی شده؟ حالا تو گیر نده به نظرت تفاوتی بین طرز عا شق شدن پسر ها و دختر ها هست؟ این حرف من نیست حرف مهدی یه اون می گفت: پسرها با چشم عا شق میشن و دخترها هم از روی صدا می دونی مریم دید ظاهری یه که پسرا نسبت به دخترا دارن اینه که اونا دخترا رو موجودی حسود و دخترا هم پسرا رو آدم ها یه مغرور می دونند هیچ شناختی نسبت به هم ندارن در واقع این دو صفت ریشه در ذات آدمها داره –آره برای اولین بار باهات موافقم چون پسرا برای اذیت کردن طرفشون حسادت اونو رو نشونه می گیرند دخترا هم غرور و غیرت پسرا رو هدف قرار می دن ( درست خورد به هدف ) می تونستیم انتخاب کنیم که کی عا شقمون بشه آره ولی غیر ممکنه چون ما میتونیم انتخاب کنیم که عاشق کی بشیم ولی نمی نونیم انتخاب کنیم کی عاشقمون بشه _من از بعضی از رفتارهای مهدی تعجب میکنم مثلا؟ من وقتی ازش می پرسیدم تو من و دوست داری یا نه همیشه میگفت : باید فکر کنم الان که می خوام تمومش کنم این جور بازیا رو با من در میاره اخلاق و روحیات مردا و زن ها با هم خیلی فرق می کنه اگه از یک دختر در مورد علاقه ش نسبت به طرفش بپرسند بدون معطلی حس و علاقه اش رو بیرون می ریزه چون دختر رابطه نزدیک تری با احساساتشون دارن اما اگه یه پسر بخواد جواب این سوالو بده اولین چیزی که می گه این که من زمان واسه فکر کردن می خوام من اینو تو کتاب رازهایی در مورد مردان خوندم ( اه الهه مگه تو کتابم می خونی ) پس بدون که احسا س مهدی با این جوابی که به تو داده واقعی یه چون از نظر روانشناسی رفتارش درست و منطقی بوده – واقعا به جون خودم راست میگم کتاب جالبی بود بیشتر از اینکه در مورد رازهای مردان حرف بزنه در مورد چگونگی رفتار زن ها صحبت کرده –الهه بالاخره رسیدیم به مترو در آخر حرفام باید اضافه کنم با تشکر داد بهم ثابت کرد که کاملا طی این زمان به حرفهای من فکر میکرده –دیوونه تو هنوز یاد نگرفتی که همه ادمها رفتارو حرکاتشون با اون چیزی که تو فکر و ذهنشون هست فرق میکنه واسه من فیلسوف بازی در نیار بریم سوار قطار شیم ولی این و بدون که مهم اینه که اولین عشق یه دختر باشی و آخرین عشق یه پسر. اولین کسی که عاشقش میشی دلت و میشکونه میره دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعدمیشی اون ادمی که هیچ وقت نبودی دیگه دوست دارم واست رنگی نداره ... و اگه یه ادم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه .. اینطوریه که دل همه ادما همیشه میشکنه. + نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386 9:29 قبل از ظهر توسط الهه |
|
| ||||||